بررسي رابطه بين هوش هيجاني و رضايتمندي زناشويي

مطالب دیگر:
📎دانلود طرح توجیهی و کارآفرینی تولید كارخانه توليد شكلات📎بررسی مكانيسم انتقال بار در سيستم روسازي بلوكي بتنی📎دانلود گزارش كار آموزي رشته عمران با موضوع ساختمان های با اسکلت بتنی و اسکلت فلزی در شهـر جـد📎بررسی انواع و اقسام ماشين‌آلات راهسازي، مناسب برای ارائه درسی📎دانلود گزارش کارآموزی عمران با موضوع قالب بندی در سازه های بتن آرمه📎بررسی ویژگی ها و اجزای مختلف و عملیات اجرایی سقف های کامپوزیتی📎محيط و ابزارهاي برنامه نويسي زبان Visual Basic📎بررسی اصول طراحی مجتمع های فرهنگی آموزشی (پارک فرهنگی)📎گزارش کارآموزی با موضوع زهکشی در شهرداری فلاورجان📎بررسي نقش و تاثیر درخت مقدس بر سطح مهره هاي دوره آشور ميانه و نو📎بررسی عوامل موثر بر رضايت زناشويي و تاثير آن بر ساير ابعاد زندگي📎بررسی تاريخ و جغرافياي مازندران (طبرستان) و شهر ساری📎بررسی بتن های مسلح و اصول پیش تنیدگی و طراحي گام به گام سقف هاي پيش تنيده📎بررسی روابط اسپهبدان باوندي با دولت هاي سلجوقي و خوارزمشاهي و وضعيت ساري و مازندران در دو📎دانلود گزارش كارآموزي رشته قضایی، كارشناسي رشته راه و ساختمان📎بررسی فرآیند هيدروليز آنزيمي و تأثير آنزيم بر روي پارچه هاي پنبه اي رنگرزي شده با رنگ مست📎بررسی فرآیند و تكنولوژي ساخت قالبهاي سريع به روش ريخته گري دقيق و مقایسه ريخته گري دقيق با📎بررسی معماری و بنای عمارت كلاه فرنگي📎دانلود گزارش كارآموزي رشته كاردان فني برق مخابرات (بررسي تاسيسات بيمارستان شهداي ايذه)📎بررسی جایگاه آموزش و پرورش در جامعه و عوامل مؤثر بر پايگاه اجتماعي معلمان
بررسي رابطه بين هوش هيجاني و رضايتمندي زناشويي|فرمت فایل: word تعداد صفحات: 97 فهرستصفحه فصل اول: كليات پژوهش2 1 1 مقدمه 3 1 2 بيان مسئله 7 1 3 اهميت پژوهش 9 1 4 اهداف پژوهش 10 1 5 فرضيه هاي پژوهش11 1 6 تعريف مفاهيم و اصطلاحات 11 فصل دوم: ادبيات پژوهش 12 2 1 تاريخچه هوش هيجاني 13 2 2 تئوري هوش هي|30015581|jvp
محقق گرامی فایل مورد نظر در مورد بررسي رابطه بين هوش هيجاني و رضايتمندي زناشويي آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 97

فهرستصفحه

فصل اول: كليات پژوهش2

1 1 مقدمه 3

1 2 بيان مسئله 7

1 3 اهميت پژوهش 9

1 4 اهداف پژوهش 10

1 5 فرضيه هاي پژوهش11

1 6 تعريف مفاهيم و اصطلاحات 11

فصل دوم: ادبيات پژوهش 12

2 1 تاريخچه هوش هيجاني 13

2 2 تئوري هوش هيجاني سالووي و ماير 16

2 3 مفاهيم اساسي هوش هيجاني17

2 4 مولفه هاي گلمن 18

2 5 آموزش و يادگيري هوش هيجاني 24

2 6 رضايت زناشويي 27

2 7 مدل پنج مرحله اي برچلر35

2 8 رضايت زناشويي و هوش هيجاني 38

2 9 مروري بر تحقيقات انجام شده در زمينه هوش هيجاني و رضايت زناشويي 42

فصل سوم:روش اجراي پژوهش49

3 1 طرح كلي پژوهش 50

3 2 جامعه آماري 50

3 3 نمونه آماري 51

3 4 متغير هاي پژوهش 51

3 5 ابزارهاي پژوهش 52

3 6 روش اجراي پژوهش 57

3 7 روش آماري 58

فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها 59

4 1 اطلاعات جمعيت شناختي60

4 2 نتايج به دست آمده از پژوهش65

4 3 اطلاعات بيشتر پژوهش 75

فصل پنجم: نتيجه گيري 79

5 1 خلاصه و نتيجه گيري 80

5 2 بحث در زمينه ي يافته ها81

5 3 محدوديت هاي پژوهش86

5 4 پيشنهادات نظري 87

منابع 88

پيوست91

با تشكر فراوان از استاد گرانقدر:

جناب آقاي دكتر اعظمي كه راهنما و استاد من در نگارش اين پايان نامه بودند.

چكيده:

پژوهش حاضر به بررسي رابطه بين هوش هيجاني رضايت زناشويي مي پردازد.جامعه آماري اين پژوهش از كليه معلمان زن متاهل مقطع راهنمايي شهرستان كرج در سال 86 85 مي باشد.نمونه اين پژوهش به صورت خوشه اي مرحله اي انتخاب شده كه شامل 240 نفر مي باشد.ابزارهاي مورد استفاده در اين پژوهش دو پرسشنامه مي باشد.

1 پرسشنامه هوش هيجاني سرياشيرينگ كه توسط منصوري در ياران ترجمه و هنجار يابي شده است.

2 پرسشنامه رضايت زناشويي هادسون.

بعد از جمع آوري اطلاعات و داده ها آن ها از طريق روش هاي آماري (توصيفي و استنباطي) همچون ضريب همبستگي پيرسون و تحليل واريانس و ضريب تعيين رگرسيون و .. مورد تحليل و تجزيه قرار گرفت. كه نتايج حاكي از آن است كه بين هوش هيجاني و رضايت زناشويي در معلمان زن متاهل مقطع راهنمايي نواحي 4 گانه ي كرج رابطه وجود دارد.همچنين در خلال اين پژوهش رابطه بين هوش هيجاني و موفقيت شغلي هم بررسي شده است كه نتايج نشانگر وجود رابطه بين آن ها مي باشد.

فصل اول

كليات پژوهش

مقدمه:

طرفداران اصلي روان شناسي انسان گرايانه در اين دهه گورن آلبورت، آبراهام مازلو و كارل راجرز عقيده دارند كه يكي از احتياجات ضروري و مبرم انسان اين است كه نسبت به خودش احساسا خوبي داشته باشد هيجان هاي خود را مستقيما تجربه نمايد و از نظر هيجاني رشد كند.

در حيطه روانشناسي انديشمندان بزرگ از طرفي به علت شناسي دردهاي رواني انسان و از طرف ديگر به طرح روش هايي براي بهره مندي انسان از ظرفيت كامل خود در جهت سلامت عمومي پرداخته اند كه همه در جاي مقبول و هر يك تكامل بخش و يا حداقل مپوش نظريه هاي خود بوده است.فرويد به عنوان چهره ي معروف، روان شناسي نيروي اول معتقد است هسته مركزي روان نژدي يا نورتيك اضطراب است. اضطراب يك ترس دورني شده است ترس از اين كه مبادا تجارب درد آور گذشته يادآوري شوند.(شفيع آبادي و ناصري، 1383)

هدف از روان درماني در اين ديدگاه ايجاد سلامت عمومي است.سلامت عمومي دو جنبه دارد يكي هدف از آن سازگاري با محيط بيروني ديگري سازش با محيط دروني، محيط مجموعه عوامل و امكاناتي است مواجهه مي تواند از آن ميان براي توسعه ي توانايي هاي خود به منزله ي يك انسان آزاده دست به انتخاب بزند (با باترسون، 1996، به نقل از شفيع آبادي، 1384)

در سراسر جريان روانكاوي در درجه ي اول بر روش سازش احساسات و عواطف تاكيد مي كند اين احساسات شامل، اضطراب، خصومت و عشق و رنجش و .... و امثال اين ها مي شود به مرور كه احساسات روشن تر مي شوند دفاع هاي كه آن ها را از نظر به دور مي دارند نيز واضح تر مي شوند و به مرور كه مراجع پذيرش بيشتري را از جانب درمانگر احساس مي كند.عشق و علاقه او به خودش افزايش مي يابد، مي تواند احساسات خود را تحمل كند و از دست زدن به دفاع هايي كه ديگر براي كنترل احساسات لزومي ندارد، بپرهيزد (شفيع آبادي، 1379)

به عقيده مازلو (1970)بزرگترين كشف فرويد اين است كه علت عمده بيماري هاي رواني به ترس از دانش درباه خويشتن، درباره هيجان ها، تكانش ها، خاطرات، استعدادها و ... به طور كلي اين نوع ترس دفاعي است به اين مفهوم كه نوعي حمايت از عزت نفس ما و از عشق و احترام به خودمان به شمار مي رود ما گرايش داريم كه از هر نوع دانشي كه بتواند باعث شود كه خودمان بدمان بيايد يا احساس حقارت كنيم.(مازسو، ترجمه رضواني، 1384)

ازدواج فرآيندي است كه از كنش متقابل بين زن و مرد كه برخي شرايط قانوني را تحقق بخشيده اند و مراسمي براي برگزاري زناشويي خود برپا داشته اند و به طور كلي عمل آن ها مورد پذيرش قانون قرار گرفته است و اين فرايند ازدواج نام دارد.هم چنين ازدواج ارتباط را مي سازد كه در مقايسه با ديگر ارتباطات انساني داراي تماميتي است بي نظير به عبارت ديگر ارتباطات انساني ديگر يك بعد از ابعاد حيات را مي پوشانند در حالي كه زوجيت داراي ابعاد زيستي، اقتصادي، عاطفي و نيز رواني است به عبارت ديگر همزيستي زوجين در درون خانواده آنان را چنان در گردونه ارتباطات مختلف ازدواج قرار مي دهد كه به هيچ وجه قابل مقايسه با هيچ يك از ارتباطات انساني نيست.

نه تحصيلات نه تجربه و نه معلومات و نه هوش، هيچ يك نمي توانند تعيين كند كه چرا يك نفر موفق نمي شود.چيز ديگري وجود دارد كه ظاهرا جامعه براي آن هيچ توضيحي ندارد.مانند اين موضوع را هر روز در محيط كار، خانه، كليسا، مدرسه و در محله خود مي بينيم. ما مردم با هوش و تحصيل كرده را مي بينيم كه موفق نيستند در حالي كه عده كمي بدون مهارت ها يا خصوصيات بارز بسيار موفق هستند.ما از خودمان مي پرسيم چرا؟ (اسپرينگ استيون ترجمه ساحل آرام 1384) پاسخ اين سؤال تقريبا هميشه به مفهومي به نام هوش هيجاني بر مي گردد يا اين كه شناسايي و اندازه گيري هوش هيجاني از هوش شناختي يا تجربه فرد بسيار دشوارتر است و نيز نمي توان آن را در سابقه كاري قيد كرد، نمي توان قدرت آن را انكار كرد.مدت هاست كه ديگر هوش هيجاني يك راز نيست.مدت هاست مردم درباه هوش هيجاني حرف مي زنند اما قادر نبوده اند آن را كنترل و از آن استفاده كنند.ما بيشترين قسمت از انرژي خود براي خود بهبودي را به كسب معلومات، تجربه، هوش شناختي، و تحصيلات اختصاص مي دهيم.اين كار زماني عالي مي شود كه بتوانيم هيجان هاي خود، هيجان هاي ديگران و تاثير عمقي را كه بر زندگي روزمره ما دارند به طور كامل درك كنيم.(اسپرينگ استيون ترجمه ي ساحل آرام 1384)

فاصله زيادي بين محبوبيت هوش هيجاني به عنوان يك مفهوم و كاربرد آن در جامعه دو علت دارد.

علت اول: اين است كه مردم آن را متوجه نمي شوند و نمي فهمند.آن ها هوش هيجاني را اغلب با اجتماعي بودن اشتباه مي گيرند. دومين علت: اين است كه آن ها فكر مي كنند انسان ها هوش هيجاني را يا به طور كامل دارند يا اصلا ندارند.با درك هوش هيجاني و پي بردن به اين كه چگونه مي توانيم آن را در زندگي به كار بگيريم خواهيم توانست از تمام هوش، تحصيلات و تجربه هايي كه در طول ساليان اندوخته ايم استفاده كامل ببريم. (اسپرينگ استيون ترجمه ي ساحل آرام 1384).

بيان مسئله:

شواهد فراواني گواهي آن است كه زوج ها در جامعه امروزي براي برقراري فقط روابط صميمي و درك و احساسات از جانب همراهانشان به مشكلات متعدد و فراگيري دچارند.بديهي است كه كمبودهاي موجود در كفايت هاي عاطفي و هيجاني در كنار عوامل متعدد ديگر از قبيل عوامل اقتصاد و فرهنگي اجتماعي اثرات نامطلوبي بر زندگي مي گذارد، كه مي توان به كمبودهايي در توانايي، خودآگاهي خويشتن داري، همدلي، توانايي تسكين دادن يكديگر اشاره كرد.در حقيقت اين معضل سبب پريشاني روابط زناشويي آن ها شده و احساس رضايت و خشنودي از زندگي آن ها را كاهش مي دهد. به طور منطقي هر چه نارضايتي از زندگي مشترك بيشتر شود احتمال ناسازگاري و جدايي بيشتر مي شود كه همين مساله يكي از دلائل مراجعه فراوان درمان جويان، به مراكز مشاوره بهداشت رواني مي باشد.(مير خشتي، 1375).

به دليل اهميت رضايت زناشوي از يك سو بدون هوش هيجاني بايد نحوه ي عملكرد هوش هيجاني از ديدگاه گلمن (1995) اشاره كرد:

1 شيوه عقلاني

2 شيوه هيجاني

زندگي انسان ناشي از تعامل كاركرد اين دو عامل است.به جاي ناديده گرفتن هيجانات شخصي بايد به طور هوشمندانه با آن ها مواجهه شد و خود را براي پايداري در مقابله با ناكامي برانگيخت و حالان روحي و خلقي خود را تنظيم كرد و ارضاي نياز را به تعويق انداخت و از غرق شدن تفكر در مسائل ناراحت كننده اجتناب كرد و با ديگران همدردي كرد.(گلمن. ترجمه پارسا 1382). پژوهش هاي متعددي در مورد رضايت مندي زناشويي براساس موارد شغلي و تحصيلي، اجتماعي، فرزند پروري صورت گرفته است.

عوامل متعددي نيز مي توانند در رضايت زناشويي دخالت كرده و آن را تشديد نمايند:

1 سازگاري با شريك زندگي: افرادي كه دوره كودكي خود را با محبوبيت سپري كرده اند توانايي سازگاري بيشتري با ديگران و بينش اجتماعي لازم را دارا مي باشند.

2 سازگاري جنسي: برآورده كردن نيازهاي جنسي يكديگر.

3 سازگاري با شرايط اقتصادي: ازدواج در سنين پايين كه همراه با مشكلات اقتصادي مي باشد و يكي از علل طلاق است.

4 سازگاري با بستگان همسر: بايد ياد بگيرند به پدر و مادر و خواهر و برادران يكديگر احترام بگذارند (احمدوند 1384).

و آيا هيجانات نقشي در حفظ روابط زناشويي دارند و آيا همسراني كه از هوش هيجاني پاييني برخوردارند احساس رضايتمندي و خشنودي از زندگي زناشويي خود دارند.

اهميت پژوهش:

در زندگي مشترك غالبا هنگام مواجهه با مشكلات، احساس ناكامي، تحقير و .. احساسات هيجانات به جاي عقل و منطق به همسران غالب مي كند لذا شناخت و هدايت هيجانات براي حفظ روابط زناشويي بسيار مهم است كه عوامل متعددي نيز مي تواند در رضايت زناشويي دخالت كرده و آن را تشديد نمايد وقتي يك زوج در چرخه ي فراينده ي انتقاد قرار گرفتن در موضع دفاعي، خاموشي گزيدن افكار منفي و پذيرش مكرر درماندگي هيجاني اسير مي شوند اين چرخه به خودي